تبليغاتX

page rank google پيج رانك گوگل اين وب

غزلکده... کلبه ای غزلزده


غزلکده... کلبه ای غزلزده

مجازات بودن... باز بودن است





















 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

 

هر طرف رو كن و ترديد مكن، سوي مني

 

باز در چشم رس ديدۀ پر سوي مني

 

تا ابد گر چه عزيزي ولي از ياد مبر

 

چشم من باشي، در سايۀ ابروي مني

 

در غمم رفته اي و در خوشي ام آمده اي

 

چه كنم؟ خوي تو اين است، پرستوي مني

 

چشم بادامي و شيرين و خوش و با نمكي

 

چيني و تازي و ايراني و هندوي مني

 

گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس

 

شيرها خاطرشان هست كه آهوي مني

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 21:31 توسط غزلسرا| |

 

زمین توهم غمگین چارسوی من است

 

زمان حکایت تلخی که روبروی من است

 

چه جام زهر، چه ناگاه از تو دل کندن

 

هنوز تلخی آن جرعه در گلوی من است

 

جنون گرفته مرا آن قدر که میدانم

 

مخل شادی هر جمع،خلق و خوی من است

 

تو نیستی که ببینی مرا، برو خوش باش

 

که آن چه ریخت در این بین آبروی من است

 

بس است شکوه و شیون که از تو بد گفتن

 

همیشه حاصل طبع دروغگوی من است

 

سکوت توأم با بغض بهترین کار است

 

که بی صداتر از این بغض های وهوی من است

 

اگر که از تو بگوید مقدس است، آری

 

قلم اگر چه به دستان بی وضوی من است

 

 

 

 

شکستنی تر از آنم که سنگ برداری

 

و یا به خاطره ای دیرسال بسپاری

 

تویی که میروی از پیش من نمیدانم

 

چقدر از من و حال دلم خبر داری

 

من و دل و غزلم سالهاست زندانیم

 

در این هزاره محبس به گریه و زاری

 

گره زدند مرا مثل عنکبوتی پیر

 

به تار حوصله ی روزهای تکراری

 

فروختی دل من را به میله و زنجیر

 

شدم شبیه همین برده های بازاری

 

مرا بگیر و تماشا کن و سپس بشکن

 

همیشه آینه پیدا نمیکنی... ، آری!

 

 

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 14:43 توسط غزلسرا| |

 

 

براي اينكه در اين شعر ها خودم باشم

 

مرا رها كن و بگذار با خودم باشم

 

تمام زندگي من تويي ولي بگذار

 

فقط رديف همين شعر را خودم باشم

 

خداي من! همه عمر بندگي كردم

 

چه ميشود اگر امشب خدا خودم باشم

 

خلاف عادت عرفان هميشه مي خواهم

 

از ابتدا تو و در انتها خودم باشم

 

تمام ذهن من از اين سؤالها پر شد

 

چرا رها شوم از تو، چرا خودم باشم؟

 

خدا كند كه در اين جمله هاي پاياني

 

خبر تو باشي اگر مبتدا خودم باشم

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:19 توسط غزلسرا| |

 

                       

   از بس شبيه ثانيه تكرار، اين همه

 

                                                روزي ز ناچاري شود بيدار، اين همه

 

                       دلواپس دلي كه به خوابش نميرسد

 

                                                        در احتمال ِمبهم ِآوار، اين همه

 

                      هي شعر، هي ورق و كتابي پر از سپيد

 

                                                  هي زخم، زخم... نه انگار، اين همه

 

                    آري كه صاف و ساده به بازي گرفته اند

 

                                         عشقي كه مانده خيره به پندار، اين همه

 

                    اصلاً چرا گلايه چرا . . . هيچ، بگذریم

 

                                                  ماييم و باز يك دل و بازار، اين همه

 

                   «من ترك عشق ِچشم تو» بگذار، درگذر

 

                                                 سر بشكند به گوشهْ ديوار، اين همه

 

 

                                   بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:16 توسط غزلسرا|

                                          بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

راستی این بوی عطر کیست در پیراهنم؟

 

بوی یک معشوق نامرئی ست در پیراهنم

 

نای وی، آوای نی، در من هوای هو و هی

 

باز بزم رقص عرفانی ست در پیراهنم

 

آسمان در آسمان جاری ست در رگهای من

 

این مسیر کهکشانی چیست در پیراهنم؟

 

دعوتم امشب به هم آغوشی یک اتفاق

 

گوش کن انگار مهمانی ست در پیراهنم

 

تازه باورکرده ام درد من ازاین بودن است

 

نسل های مرگ انسانی ست در پیراهنم

 

بوی گل، بوی طراوت، بوی خاک نم زده

 

باز امشب بوی عطر کیست در پیراهنم؟

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:14 توسط غزلسرا|

بعد از شب قرار دو شیطان دو روز بعد

گفتم ببینمت سر میدان دو روز بعد

میترسم از علامت مرگی که پیش روست

گفتم بیا تو را به همین جان دو روز بعد

شلاق گیسوان خودت را تکاندی و

گفتی به عشوه های فراوان دو روز بعد

گفتم به خود چه منظره ای خلق میشود

عاشق که میشوند دو انسان دو روز بعد

زل میزنم به رهگذران هزار رنگ

میپرسمت به هر چه خیابان دو روز بعد

عاشق شدن مقولۀ مرموز زندگیست

عاشق همیشه بوده پشیمان دو روز بعد

میگفت من برای تو هستم دو روز قبل

ازمن بریده بود چه آسان دو روز بعد

بر روی چند شاخۀ ریحان نشسته است

مردی که مانده خیره به میدان دو روز بعد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:13 توسط غزلسرا|

 

همیشه خوب، همانی که فکر می کردم

 

و گاه بهتر از آنی که فکر می کردم

 

مرا ببخش که بسیار پاک تر بودی

 

تو از تمام زنانی که فکر می کردم

 

شب گذشته تو بودی و خاطرات تو بود

 

به هر زمان و مکانی که فکر می کردم

 

شب گذشته مرور تو بود در ذهنم

 

شب پر از هیجانی که فکر می کردم

 

چه خوب می شد اگر که به آن دو چشم شگفت

 

شبانه روز بدانی که فکر می کردم

 

بدون تو به پر کاه هم نمی ارزید

 

به این دو روزه فانی که فکر می کردم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:13 توسط غزلسرا| |

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

          اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir 

نازنینم ببند چشمت را، که زمین خراب و آسمان خواب است

 

شب، گر چه پر ستاره ترین، روشن از چلچراغ مهتاب است.

 

چشم بر هم گذار و راحت باش، در کنارت همیشه می ماند

 

آبشار غمی که می بینی، ساکن و بی عبور، مرداب است

 

زندگی را به عدل قسمت کرد، دست های سخی و خالی تو

 

سهم تو آسمان آبی شد، سهم من ابرهای بی تاب است.

 

سهم تو فلک و قطار و تفنگ، سهم تو بچه ای پوشالی

 

سهم من زندگی ولی افسوس، زندگی نارفیق و ناباب است

 

دلخوشی تو به سهم کوچت از زرد و سرخ مدادرنگی و من

 

دل پر از داغ سیلی پاییز، آه بگذر... شبیه سرخاب است

 

دیگر ای آرزو چه می خواهی از دلی که نمی تپد دیگر

 

از دلی بی فروغ، بی خورشید، که هم آغوش نور شب تاب است

 

باز بگذار تا عزیزترین شاهد اشک های من باشد

 

چشم خود نیمه بسته ولی، مثل من بی قرار و بی تاب است

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:12 توسط غزلسرا|

بهاربيست                   www.bahar-20.com سلام بهاربيست                   www.bahar-20.com

آمد گذشت از من و ساده سلام کرد

 

با یک نگـاه کار دلم را تمام کـرد

 

پروانه های سبز نگاهش قشنگ بود

 

بایک نسیم خنده به من احترام کرد

 

مشتی غزل ز دفتر احساس های خود

 

آورد و در کلاس ِ دلم ثبت نام کرد

 

چیزی به نام ِعشق در اعماق جان من

 

یکـباره با تمام وجـودش قـیام کرد

 

آری چه زود رفت و دلم را دچار این

 

انبـوه زخـم ِ کهنه ی بی الـتیام کرد

 

من را سپرد دست جدایی و سرنوشت

 

باران چشـمـهای مـرا مـستدام کرد

 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:11 توسط غزلسرا|

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

گاهی اگر خیال تو شب دیر می کند

 

                         حتی مرا غزلکده دلگیر می کند

 

صد مثنوی سکوت و بعدش سه نقطه چین

 

                     سنگینی سه نقطه مرا پیر می کند

 

دلشوره ی ترانه ی زخمی سرودنم

 

                 شعر مرا نحیف و زمین گیر می کند

 

امشب به دل اشاره کند، باز می روی

 

                       پای تو را به آینه زنجیر می کند

 

وقتی من از تمام تو شب دارم و خیال

       

                  گاهی چرا خیال تو هم دیر می کند؟

 

میدانم عاقبت و برای همیشه عشق

 

                 این واژه در گلوی غزل گیر می کند

 

             بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:10 توسط غزلسرا|


Design By : Night Skin